
خلاصه کتاب این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست! ( نویسنده جاش فانک )
کتاب «این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست!» جاش فانک، یک بازنویسی خلاقانه و طنزآمیز از قصه کلاسیک جک و لوبیای سحرآمیز است که با دخالت های بامزه راوی، داستانی کاملاً متفاوت و پر از غافلگیری را برای کودکان و حتی بزرگترها روایت می کند و انتظارات را به چالش می کشد.
اگر فکر می کنید قصه جک و لوبیای سحرآمیز را از بر هستید، سخت در اشتباهید! جاش فانک آمده تا با کتاب جذابش، تمام تصورات شما را به هم بریزد و یک تجربه خنده دار و پر از شیطنت را رقم بزند. این کتاب، فقط یک بازگویی ساده از یک داستان قدیمی نیست؛ بلکه یک ماجراجویی جدید است که در آن، خود راوی هم وارد بازی می شود و حسابی اوضاع را به هم می ریزد. در دنیای ادبیات کودک، گاهی اوقات لازم است یک نفر پیدا شود و کلیشه ها را بشکند، یک نفسی تازه به داستان های قدیمی بدمد و از نو به آن ها رنگ و لعاب ببخشد. «این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست!» دقیقاً همین کار را می کند. جاش فانک با این اثر، به ما نشان می دهد که چطور می توان از دل یک روایت آشنا، چیزی کاملاً بکر و غیرمنتظره بیرون کشید.
در این مقاله می خواهیم سری به دنیای جادویی این کتاب بزنیم، خط به خط ماجراهایش را با هم مرور کنیم، ریزبینانه نگاهی به پیام ها و مفاهیم پنهانش بیندازیم و ببینیم چرا اینقدر خاص و متفاوت است. برای پدر و مادرهایی که دنبال کتاب های خلاقانه و آموزنده برای بچه هاشون هستند، برای معلم هایی که می خوان مفاهیم جدید رو با داستان یاد بدن و برای هر کسی که عاشق ادبیات کودک و نوجوونه، این مقاله مثل یه نقشه گنج می مونه تا بتونن از این اثر بی نظیر نهایت لذت رو ببرند.
اطلاعات کتابشناختی و معرفی اجمالی: راهنمای کامل «این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست!»
شناسنامه کتاب: سفری به دنیای فانک با انتشارات پرتقال
وقتی صحبت از کتاب های خوب برای بچه ها می شود، همیشه چند اسم درخشان به ذهن می رسد. «این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست!» (It’s Not Jack and the Beanstalk) قطعاً یکی از آن هاست. این کتاب خلاقانه و دوست داشتنی، نوشته جاش فانک است که سحر اسدی آن را به فارسی برگردانده و انتشارات پرتقال (نشر کودک و نوجوان مجموعه گاج) هم زحمت چاپ و انتشارش را کشیده است.
این اثر در سال ۱۳۹۹ (و در برخی منابع ۱۳۹۷) برای اولین بار در ایران منتشر شد و از همان روزهای اول توانست حسابی جای خودش را در دل خواننده ها باز کند. کتاب در قطع رقعی و با حدود ۳۷ صفحه رنگارنگ و جذاب، یک تجربه بصری فوق العاده هم ارائه می دهد. گروه سنی پیشنهادی برای این کتاب معمولاً بین ۳ تا ۹ سال عنوان می شود، اما راستش را بخواهید، شوخی های بامزه راوی و خلاقیت های نویسنده، آنقدر گیرا هستند که بزرگترها هم از خواندنش خسته نمی شوند و حتی ممکن است بیشتر از بچه ها از ته دل بخندند. این انعطاف پذیری در گروه سنی، یکی از نقاط قوت بزرگ این کتاب است که آن را برای خواندن های خانوادگی و بلندخوانی های کلاس درس، به گزینه ای ایده آل تبدیل می کند.
جاش فانک کیست؟ آشنایی با نویسنده خلاق و متفاوت
جاش فانک (Josh Funk) را باید یکی از ستاره های درخشان ادبیات کودک در عصر حاضر دانست. او یک نویسنده آمریکایی است که تخصصش در بازنویسی داستان های کلاسیک با رویکردی کاملاً متفاوت، طنزآمیز و پر از شوخی های کلامی است. فانک به جای اینکه صرفاً قصه را بازگو کند، آن را وارونه می کند، با شخصیت ها بازی می کند و مهم تر از همه، اجازه می دهد خود راوی هم در داستان دخالت کند و از یک روایت خطی خارج شود.
فلسفه نویسندگی فانک بر پایه تحریک تخیل کودکان و تشویق آن ها به تفکر نقادانه و خارج از چارچوب استوار است. او معتقد است کودکان باید یاد بگیرند که داستان ها همیشه می توانند شکل های مختلفی داشته باشند و گاهی اوقات بهترین داستان ها، آن هایی هستند که قوانین را زیر پا می گذارند. فانک فقط نمی خواهد قصه بگوید؛ می خواهد کودکان را به یک ماجراجویی فکری دعوت کند تا خودشان کشف کنند که چطور می توان یک داستان را از زوایای مختلف دید.
از دیگر آثار برجسته این نویسنده می توان به «این داستان هانسل و گرتل نیست!» (It’s Not Hansel and Gretel!) اشاره کرد که با همان رویکرد طنزآمیز و جذاب، داستانی آشنا را به تجربه ای کاملاً جدید تبدیل می کند. این آثار فانک، نه تنها برای سرگرمی بلکه برای آموزش خلاقیت و مفهوم روایت به کودکان، ابزاری بی نظیر به شمار می روند.
خلاصه جامع و پرجزئیات داستان: جک، لوبیاها و یک غول متفاوت!
حالا که با نویسنده و مشخصات کتاب آشنا شدیم، وقت آن است که برویم سر اصل مطلب و ببینیم این جک دوست داشتنی، در این داستان که «جک و لوبیای سحرآمیز نیست!»، چه ماجراهایی را از سر می گذراند. آماده یک سورپرایز بزرگ باشید، چون هیچ چیز آن طور که انتظارش را دارید پیش نمی رود!
آغاز داستان: جک و گاو پیرش، یک معامله عجیب
همه چیز از یک کلبه کوچک و محقر در روستایی شروع می شود که جک با مادرش در آن زندگی می کند. زندگی آن ها به سختی می گذشت و تنها دارایی شان یک گاو پیر بود که دیگر شیر نمی داد. مادر جک تصمیم می گیرد که گاو را برای فروش به بازار بفرستد تا شاید با پولش بتوانند روزگار بگذرانند. اینجا همان نقطه آشنای داستان کلاسیک است؛ اما صبر کنید! جاش فانک از همین جا چاشنی شیطنت و طنز را اضافه می کند.
جک در راه بازار، با پیرمردی عجیب و غریب برخورد می کند. پیرمرد به او پیشنهاد می دهد که در ازای گاو پیر و بی خاصیت، چند دانه لوبیای درخشان و سحرآمیز به او بدهد. جک که کمی گیج شده، اولش قبول نمی کند. اینجا راوی وارد ماجرا می شود و با خنده دارترین شکل ممکن، جک را متقاعد می کند که این معامله به نفع اوست. او حتی سعی می کند جک را به زور وادار به قبول معامله کند، اما جک زیر بار نمی رود! در نهایت، جک به شکلی غیرمنتظره و با دخالت های بامزه راوی که کلافه شده، لوبیاها را قبول می کند و با هیجان به خانه برمی گردد.
وقتی جک به خانه می رسد و ماجرا را برای مادرش تعریف می کند، مادرش که از این معامله احمقانه عصبانی شده، لوبیاها را از پنجره به بیرون پرت می کند. دقیقاً مثل داستان اصلی! اما اینجا هم راوی دست بردار نیست و با توضیحات خنده دار، از تلاش مادر برای دور انداختن لوبیاها صحبت می کند.
صعود به آسمان و مواجهه با ماجراهای غیرمنتظره: یک قلعه متفاوت
صبح روز بعد، یک اتفاق شگفت انگیز می افتد. یک بوته لوبیای غول پیکر تا دل آسمان و ابرها رشد کرده است! جک که حالا دیگر حسابی کنجکاو شده، تصمیم می گیرد از آن بالا برود و ببیند چه خبر است. لحظه به لحظه بالا رفتن جک از بوته لوبیا، با توصیفات طنزآمیز راوی همراه است. راوی دائماً به جک یادآوری می کند که این «این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست!» و سعی می کند او را به سمت ماجراهای جدید هدایت کند.
بالای ابرها، جک یک قلعه غول پیکر پیدا می کند. اما این قلعه هم آن طور که در داستان های کلاسیک شنیده ایم نیست. درون قلعه، جک با غولی مهربان، یا حداقل نه آن قدرها شرور که انتظارش را داریم، روبرو می شود. او نه آن غول ترسناک و آدمخوار قدیمی است، بلکه یک غول نسبتاً ساده لوح و کمی دست و پا چلفتی است!
جک در قلعه غول، با سه گنج معروف داستان اصلی مواجه می شود: یک مرغ که تخم طلا می گذارد، یک چنگ طلایی که خودش می نوازد، و سکه های طلا. اما نحوه به دست آوردن این گنج ها توسط جک، کاملاً با داستان کلاسیک تفاوت دارد. اینجا نه از دزدی خبری است و نه از فرار. جک با استفاده از هوش و شاید کمی هم شانس، به شکلی خنده دار و با دخالت های پی درپی راوی که مدام سعی در تغییر مسیر داستان دارد، گنج ها را به دست می آورد. غول هم آن قدرها که فکر می کنیم باهوش نیست که متوجه دزدی شود. این قسمت پر از لحظات طنزآمیز و دیالوگ های بامزه بین جک و راوی است که خواننده را تا پایان مجذوب نگه می دارد.
پیچش های طنزآمیز و نقش راوی در داستان: خالق خنده
این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست! هر کس که فکر می کند این همان داستان کلاسیک است، اشتباه می کند. راوی اینجا برای به هم زدن تمام معادلات آمده!
یکی از برجسته ترین ویژگی های کتاب جاش فانک، نقش محوری و خنده دار راوی است. راوی نه تنها داستان را تعریف می کند، بلکه یک شخصیت فعال و پویاست که مدام وارد روایت می شود، با جک صحبت می کند، او را راهنمایی می کند (گاهی اوقات به سمت مسیرهای اشتباه!) و حتی سعی می کند اوضاع را به نفع خودش تغییر دهد. این دخالت ها، انتظارات خواننده را به طور کامل بر هم می زند و موقعیت های کمدی بی نظیری را خلق می کند.
مثلاً، راوی سعی می کند جک را متقاعد کند که این یک داستان معمولی است و باید از همان مسیر کلیشه ای جلو برود، اما جک یا حرفش را گوش نمی دهد یا تصمیمات غیرمنتظره ای می گیرد. این جدال بین راوی و شخصیت اصلی، هسته اصلی طنز کتاب است. پایان بندی داستان هم کاملاً غیرمنتظره و رضایت بخش است، اما با همان چاشنی طنز و شیطنت راوی. جک در نهایت به ثروت می رسد، اما نه به روشی که انتظارش را داریم. داستان به شکلی بامزه و بدون اینکه کسی آسیب ببیند، به پایان می رسد و به وضوح نشان می دهد که می توان یک داستان قدیمی را کاملاً بازتعریف کرد و از آن اثری مدرن و خلاقانه ساخت.
نقد و بررسی تحلیلی: چرا «این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست!»؟
حالا که سفرمان به دنیای جک و لوبیاهایش به پایان رسید، بیایید کمی عمیق تر به این اثر نگاه کنیم و بفهمیم چرا این کتاب تا این حد مورد توجه قرار گرفته و چه حرف هایی برای گفتن دارد. عنوان کتاب خودش گویای همه چیز است: «این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست!». اما چرا؟
تمایز با داستان اصلی «جک و لوبیای سحرآمیز»: نوآوری در دل آشنایی
برای درک بهتر نوآوری های فانک، باید مقایسه مستقیمی با نسخه کلاسیک «جک و لوبیای سحرآمیز» داشته باشیم. در داستان اصلی، جک یک پسر زیرک اما گاهی اوقات بی رحم است که گنج های غول را می دزدد و در نهایت غول را می کشد. غول هم یک موجود شرور و آدمخوار است. اما در نسخه فانک:
- شخصیت پردازی: جک اینجا کمتر حیله گر و بیشتر کنجکاو و کمی بی خیال است. غول هم اصلاً ترسناک نیست؛ بلکه نسبتاً خوش قلب، دست و پا چلفتی و کمی ساده لوح است که در قلعه اش زندگی می کند.
- پیشبرد داستان: خبری از دزدی و فرار وحشتناک نیست. جک گنج ها را به روش های خنده دار و با دخالت های راوی به دست می آورد.
- پایان بندی: در داستان کلاسیک، غول کشته می شود و جک به ثروت می رسد. اما در این کتاب، غول زنده می ماند و حتی شاید به نوعی با جک دوست می شود (یا حداقل کاری به کارش ندارد). پایان، مثبت تر و بدون خشونت است.
- نقش راوی: شاید مهمترین تفاوت، حضور فعال و مزاحم راوی است که مدام به خواننده و خود جک یادآوری می کند که این داستان، آن چیزی نیست که فکر می کنید. این متافیکشن، تجربه خواندن را کاملاً دگرگون می کند.
پاسخ به سوال کلیدی چرا نویسنده می گوید این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست؟ در همین تفاوت ها نهفته است. فانک با این عنوان، عمداً انتظارات خواننده را بر هم می زند و او را به دنیایی دعوت می کند که در آن قوانین داستان گویی کلاسیک، با شوخی و خلاقیت زیر سوال می روند. او می گوید این داستان «نیست» تا نشان دهد «می تواند باشد»، اما به شیوه ای کاملاً نوین و متفاوت.
طنز، خلاقیت و متافیکشن: آفرینش یک تجربه ادبی بی همتا
«این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست!» یک شاهکار از نظر استفاده از طنز و خلاقیت است.
- انواع طنز:
- طنز کلامی: دیالوگ های بامزه و بازی با کلمات بین راوی و جک، منبع اصلی خنده هستند.
- طنز موقعیت: موقعیت های پیش بینی نشده که راوی برای جک خلق می کند، از شیرین ترین بخش های داستان است.
- طنز متافیکشن: این کتاب به طور هوشمندانه ای از عنصر متافیکشن استفاده می کند؛ یعنی داستان از داستان بودن خود آگاه است. راوی مستقیماً با خواننده صحبت می کند و حتی با شخصیت اصلی جر و بحث می کند. این رویکرد، کودکان را به شیوه ای عمیق تر درگیر داستان می کند و به آن ها نشان می دهد که داستان گویی می تواند یک بازی خلاقانه باشد.
- خلاقیت در واژگون کردن کلیشه ها: فانک با زیرکی تمام، کلیشه های داستان های پریان را به چالش می کشد. او به کودکان می آموزد که لازم نیست همیشه از یک مسیر از پیش تعیین شده پیروی کنند و می توانند با تخیل خود، دنیاهای جدیدی خلق کنند. این موضوع، تفکر انتقادی را در کودکان تقویت می کند.
این کتاب فقط یک داستان خنده دار نیست؛ بلکه درس بزرگی درباره قدرت خلاقیت و لذت از فرآیند داستان سرایی می دهد.
پیام ها و مفاهیم پنهان برای کودکان: بیش از یک سرگرمی
جاش فانک در ورای طنز و شوخی هایش، پیام های عمیقی را برای کودکان در نظر گرفته است:
- تشویق به چالش کشیدن هنجارها: این کتاب به کودکان یاد می دهد که همیشه نباید هر چیزی را که می شنوند، بدون چون و چرا قبول کنند. می توان هنجارها را به چالش کشید و از مسیرهای جدید رفت.
- اهمیت انعطاف پذیری و انطباق: داستان نشان می دهد که زندگی پر از غافلگیری است و باید بتوانیم با تغییرات کنار بیاییم و از آن ها لذت ببریم.
- لذت از فرآیند داستان سرایی: کودکان می آموزند که داستان گویی یک فرآیند زنده و پویاست که می توان در آن با کلمات و ایده ها بازی کرد.
- قدرت تخیل و خلق دنیاهای جدید: کتاب به کودکان الهام می دهد که تخیل خود را به کار بگیرند و بدانند که با قدرت ذهن می توانند هر داستانی را به شکلی جدید روایت کنند.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟ (راهنمای انتخاب و مطالعه)
حالا که با تمام زیر و بم «این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست!» آشنا شدیم، وقت آن است که ببینیم این کتاب برای چه کسانی، و در چه شرایطی بهترین انتخاب است.
توصیه به والدین: یک انتخاب درخشان برای تقویت ذهن کودک
اگر پدر یا مادر هستید و دنبال کتابی می گردید که هم دلبندتان را سرگرم کند و هم ذهن خلاقش را به چالش بکشد، این کتاب دقیقاً برای شماست.
- برای کودکانی که عاشق داستان های خنده دار و غیرمنتظره هستند: اگر فرزند شما از داستان هایی که کلیشه ها را می شکنند و پر از خنده و غافلگیری اند لذت می برد، این کتاب بهترین هدیه است.
- برای تقویت قدرت تخیل و خلاقیت فرزندان: تعامل راوی با داستان، ایده های جدیدی به ذهن کودک می دهد و او را تشویق می کند تا خودش هم به فکر بازنویسی داستان ها یا خلق داستان های نو باشد.
- برای آموزش مفهوم «راوی» و نقش او در داستان: این کتاب به روشی جذاب و غیرمستقیم به کودک نشان می دهد که راوی کیست و چطور می تواند بر روند داستان تأثیر بگذارد.
- چگونه می توان کتاب را با کودک خواند و درباره آن صحبت کرد: هنگام خواندن این کتاب، حتماً با کودک خود تعامل کنید. می توانید سوالاتی مثل:
- «فکر می کنی چرا راوی این حرف رو زد؟»
- «اگه تو جای جک بودی چیکار می کردی؟»
- «چرا نویسنده گفته این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست؟»
بپرسید. این کار به تقویت درک مطلب و قدرت تفکر انتقادی فرزندتان کمک شایانی می کند.
توصیه به مربیان و معلمان: ابزاری نوآورانه در کلاس درس
برای مربیان و معلمان کودک، «این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست!» یک ابزار آموزشی فوق العاده است:
- استفاده از کتاب در کلاس برای معرفی بازنویسی داستان ها: این کتاب می تواند نقطه شروعی عالی برای بحث درباره داستان های کلاسیک و امکان بازنویسی آن ها باشد. کودکان می توانند داستان های آشنای خود را به روش های جدید تعریف کنند.
- تحریک کودکان به نوشتن داستان های خودشان: با الهام از جاش فانک، می توانید از کودکان بخواهید که خودشان داستان های آشنا را با تغییرات خلاقانه و دخالت های راوی بنویسند. این کار مهارت های داستان نویسی و خلاقیت آن ها را به شدت تقویت می کند.
- ابزاری برای آموزش مفاهیم طنز و کمدی در ادبیات: می توانید انواع طنز به کار رفته در کتاب را با کودکان بررسی کنید و به آن ها کمک کنید تفاوت بین طنز کلامی و موقعیت را درک کنند.
نظرات و بازخوردهای برجسته از منتقدان و خوانندگان
«این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست!» از همان روزهای اول انتشار، هم دل منتقدان را برده و هم لبخند را به لبان خوانندگان آورده است. نقدهای مثبت و بازخوردهای هیجان انگیز، گواهی بر خلاقیت و جذابیت بی حد و حصر این اثر است.
بسیاری از منتقدان از «تلفیق خنده دار یک پسر مدرن در یک داستان افسانه ای کلاسیک» تعریف و تمجید کرده اند. آن ها این کتاب را «بسیار خوب انجام شده و بسیار سرگرم کننده» دانسته اند و اشاره کرده اند که «به محض شروع، دیگر می توانید خنده خوانندگان و شنوندگان را بشنوید». این عبارات نشان می دهد که کتاب فانک نه تنها در محتوا، بلکه در ارائه و ایجاد فضایی شاد و سرگرم کننده نیز موفق عمل کرده است.
خوانندگان نیز با شور و هیجان از این کتاب استقبال کرده اند. برخی از آن ها گفته اند که «این داستانی است که نمی توانید تنها یک بار آن را بخوانید!»، که نشان دهنده قابلیت بالای کتاب برای خواندن های مکرر و لذت بخش است. طنز، خلاقیت و تصاویر زیبا از جمله مواردی هستند که در نظرات کاربران به دفعات تکرار شده و آن ها را مجذوب این اثر کرده است.
جملات و نقل قول های برگزیده از کتاب: طنز فانک در چند سطر
برای اینکه مزه شیرین طنز جاش فانک را بهتر بچشید، چند نمونه از جملات و نقل قول های به یاد ماندنی کتاب را برایتان آورده ایم:
هی! فکر کنم بهتون گفتم این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست. قرار نیست این جوری پیش بره!
این جمله، که بارها در طول کتاب تکرار می شود، نه تنها عنوان کتاب را برجسته می کند، بلکه نشان دهنده دخالت مستقیم راوی در داستان و تلاش او برای به هم زدن انتظارات است. این شوخی کلامی، محور اصلی طنز کتاب را تشکیل می دهد.
اوه، جک! مطمئنی اون لوبیاها سحرآمیز نیستن؟ شاید بهتره برگردی و پول واقعی بگیری!
این بخش از مکالمه راوی با جک، زمانی که جک هنوز در حال تردید برای معامله با پیرمرد است، اوج شیطنت راوی را نشان می دهد که با لحنی کنایه آمیز سعی در هدایت جک دارد، اما همیشه موفق نمی شود.
این جملات به خوبی سبک خاص جاش فانک را به نمایش می گذارند که با شوخی های هوشمندانه و شکستن دیوار چهارم، تجربه ای بی نظیر از داستان خوانی را برای مخاطب فراهم می کند.
نتیجه گیری
در آخر، «این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست!» جاش فانک، چیزی فراتر از یک بازنویسی ساده از قصه ای کلاسیک است. این کتاب، یک درس نامه کوچک برای خلاقیت، یک کلاس بازی با کلمات و یک تجربه شاد و پر از خنده برای هر کسی است که آن را ورق می زند. جاش فانک با هوشمندی تمام، نه تنها داستان جک و لوبیای سحرآمیز را به شیوه ای کاملاً جدید روایت می کند، بلکه به کودکان و حتی بزرگترها یاد می دهد که همیشه می توان جور دیگری به مسائل نگاه کرد، قواعد را به چالش کشید و از دل آشنایی ها، غافلگیری های جدید بیرون کشید.
چه برای سرگرم کردن فرزندتان به دنبال کتابی جذاب باشید، چه بخواهید در کلاس درس مفاهیم جدیدی مثل راوی و خلاقیت را آموزش دهید، و چه صرفاً عاشق ادبیات کودک و بازنویسی های مدرن هستید، این کتاب قطعاً ناامیدتان نخواهد کرد. پس پیشنهاد می کنیم حتماً این اثر دلنشین را به کتابخانه تان اضافه کنید و اجازه دهید جک و راوی شیطونش، لبخند را مهمان لبانتان کنند. حالا وقت آن است که به دنیای پر از خلاقیت جاش فانک قدم بگذارید و کشف کنید که «این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست!» چگونه می تواند یک تجربه خواندنی به یادماندنی را برای شما رقم بزند.
آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "خلاصه کتاب این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست (جاش فانک)" هستید؟ با کلیک بر روی کتاب، اگر به دنبال مطالب جالب و آموزنده هستید، ممکن است در این موضوع، مطالب مفید دیگری هم وجود داشته باشد. برای کشف آن ها، به دنبال دسته بندی های مرتبط بگردید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "خلاصه کتاب این داستان جک و لوبیای سحرآمیز نیست (جاش فانک)"، کلیک کنید.